محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

93

مخزن الأدوية ( ط . ج )

* منسوبه به مريخ * مجملًا ادويه مايله به حمرت و خشن و خاردار است و آنچه سوزاننده و مناسب آن اماكن يابسه باشد . * منسوبه به شمس * مجملًا ادويه رسيده خوشبوى لذيذ شيرين و رايحه آنها خوش . گل آنها و برگ آنها سرخ و خصوصاً در مواضع مكشوفه كه شعاع آفتاب بدان‌ها برسد و اينها مقوى قلب و روح و چشم‌اند . * منسوبه به زهره * مجملًا ادويه كه طعم آنها شيرين و رايحه آنها خوش و گل آنها و برگ آنها نرم باشد و اينها قواى شهوانيه و امراض زنان و رحم و مذاكير و امراض بارده رطبه غير مفرط را نافع‌اند و زياده كننده شحم و سمن و منى . * منسوبه به عطارد مجملا * ادويه ايست كه برگ آنها غليظ و نرم و ملايم و آبدار باشد و در زمينهاى نمناك و آبدار و در ميان آب رويند . * و ادويه منسوبه به اخلاط اربعه و منسوبه به اعضا و ادويه مناسبه به بعض امراض * نيز در جداول ذكر خواهد يافت . بدان كه ادويه كه مستدير الاصول باشند اورام و بثور و صلع را نافع‌اند مانند بخور مريم و اسطراطيوس و خلدونياى صغير و لوف‌الحيه و اشراس و سكبينج و غاريقون و ثوم و بصل و آنچه در عروق آنها ثقبه‌ها باشد جراحات را نافع است مانند اسقيطس و بتونكا و ملسمنا و اسطراطيوس و خرانيا و رعى الحمام و غافث و آنچه در آنها لعابيت و لزوجت و صمغيت باشد قروح و جروح را مانند اسقيطس كبير و خطمى و اكليل الشمس و انزروت و دبق و صبر و مر و كندر و دم‌الاخوين و صمغ البطم و مصطكى و قوماليمى و آنچه در برگ آنها ثقبه‌ها و خشونت باشد حكه و جرب و قوبا و امثال اينها را نافع است و آنچه آنها را مشابهتى به حيوان باشد نافع نهش آن حيوان را و از آنچه ذكر يافت دانسته مىشود خاصيت و طبيعت آن ادويه و گاه استدلال نموده مىشود از بعض احوال ظاهره به باطنه آنها خصوصاً به چيزى كه در آنست از ملحيت و زيبقيت و كبريتيت زيرا كه اشياء خالى از اين امور نيستند و طعوم همگى از ملحيّت است و روايح تمامى از كبريتيت و رنگها تمامى از زيبقيت آنها است و هر كس را حذاقتى در صناعت باشد مىتواند كه استدلال نمايد از امور ظاهره بر امور باطنه و مىتواند حكم نمود ميان نسبت صورت ظاهره به باطنه خصوصاً كه تجربه را به آن ملاحظه نموده باشد و اينجا بدين مقدار به هر يك از مطالب و مقاصد متفرقه نجوميه و طبيعيه متعلقه مسايل ضروريه طبّيه اشاره نموده شد براى تذكره صاحبان بصيرت و علم و ( دانش ) « 1 » . زحل كيفيات و طبايع : سرد و خشك به افراط كيفيات ملموسه : ابرد و اخشن اشياء كيفيات مذوقه مشمومه : ابشع و اقبض و اعفص اشياء كريه الرايحه قوا : قوّت ماسكه الوان : ( سياه اسربى و خاكسترى رنگ ) « 2 » عناصر : خاك اخلاط : سودا و بلغم خام معادن : مرتك و خبث الحديد و احجار صلبه سياه اغبر و سياه رنگ فلزات : اسرب ذكور و انثى : مذكر و بعضى خنثى گفته‌اند نهارى و ليلى : ليلى سعادت و نحوست : نحس اكبر مقدار : قصير يابس صلب ثقيل امكنه : جبال يابسه كه در آنها چيزى نرويد و چاهها نباتات و زروع : هر نبات و گياه و حب بارد و يابس حار اشجار : هر درخت عفص مانند بلوط و مازو و هليله و بليله و زيتون و فلفل و خروع و هر درخت كريه الطعم بدبو و درختى كه پوست ثمر آن ضخيم و زمخت و صلبه باشد مانند جوزبوا و نارجيل و فوفل و پسته و فندق اثمار و حبوب : فلفل و بلوط و زيتون و مرو و زعرور و رمان حامض و كتان و عدس و اهليلج و عفص و آنچه بدين‌ها ماند حيوانات : هر حيوان سياه رنگ و هر چه زير زمين خانه سازد و باشد مانند موش و يربوع و مار و عقرب و خنفساء و هوام و حشرات و براغيث و گاو و بز و سمور و گربه و سنجاب طيور : طيور آبى و طيور اهلى و غراب و خطاف و نسور اعضاء بسيطه : جلد و شعر و ظفر و ريش و صوف و عظم و قرن اعضاء مركبه : طحال و ( الياق و ) « 3 » استخوان و اسافل اعضاء از دبر و مصارين و بول و براز آلات حس : سمع و گوش راست را نيز گفته‌اند امراض : نقرس و علتهاى باطنى و سوداوى

--> ( 1 ) . معرفت : ب ( 2 ) . سياه و رصاصى : ب ( 3 ) . فقط در نسخه ب